مهدویت(یاوران مهدی)

زیباترین بهارم پایان انتظار است.هرگاه رسد نگارم هرروز من بهار است

مهدویت(یاوران مهدی)

زیباترین بهارم پایان انتظار است.هرگاه رسد نگارم هرروز من بهار است

وهابیت

نحن الوهابیین علی یقین بأن المذهب الإثنی عشری هو الذی سوف یجذب إلیه کل أهل السنة و کل الوهابیین فی المستقبل القریب.

ما وهابی‌ها یقین پیدا کرده‌ایم تنها مذهبی که در آینده بسیار نزدیک، همۀ أهل سنت و وهابیت را به طرف خودش جذب می‌کند، مذهب شیعۀ إثنا عشری است.

المنهج الجدید و الصحیح فی الحوار مع الوهایین، ص178

با این که از زمان شکوفایی وهابیت، کمتر از 200 سال می‌گذرد، امروز، وهابیت، بحرانی‌ترین دوران خود را طی می‌‌کند. مبانی فکری و اعتقادی وهابیت، به دست ابن‌تیمیه حرانی ـ متوفای 728 هجری ـ بزرگ تئورسین و نظریه‌پرداز وهابیت در قرن 7 و 8 رقم خورد. ولی با مبارزاتی که بزرگان شیعه و اهل سنت داشتند، صدای ابن‌تیمیه در کمتر از یک قرن، خاموش شد و در قرن 9 و  10 و 11 ، در محافل علمی و کتاب‌های حوزوی و دانشگاهی، اسم و اثری از افکار ابن‌تیمیه نیست. ولی متأسفانه در قرن 12 هجری، روزهایی که دولت عثمانی، آخرین روزهای خود را طی می‌کرد، استعمار غرب برای ایجاد تفرقه در کشورهای اسلامی، بحث بهائیت را در ایران عزیز ما مطرح کردند و علی محمد باب و دیگران را به میدان آورد، و اخباری‌گری را در عراق مطرح کردند و افرادی را به میدان آوردند برای مبارزه با فرهنگ اجتهاد و تقلید و مرجعیت، و وهابیت را در عربستان سعودی به میدان آوردند و آقای محمد بن عبد الوهاب ـ متوفای 1205 هجری ـ را آماده کردند و با همکاری صمیمانه جد أعلای ملک فهد ـ محمد بن سعود ـ و مستشاران نظامی انگلستان، این نطفه وهابیت را در اطراف ریاض در منطقه درعیه نجد منعقد کردند و برای اولین بار در سال 1157 هجری، حکومت سیاسی وهابیت در منطقه نجد و اطراف ریاض تأسیس گردید. از همان آغاز، به کشتار و جنایت و آدم‌کشی پرداختند و به تکیه به زور قدرت، جلو رفتند و عبد الله ـ فرزند محمد بن سعود ـ رسما اعلام کرد:

مادامی که علمای اهل سنت در میدان هستند و شریعت پیامبر را ترویج می‌کنند، ما نمی‌توانیم فرهنگ وهابیت را تا قلب بغداد برسانیم. اول ما باید علمای اهل سنت را از میان برداریم تا بتوانیم با خیال راحت به نشر فرهنگ وهابیت ادامه دهیم.

لذا، ببینید در تاریخی که خود علماء و بزرگان وهابیت نوشته‌اند، اینها در سال 1218 هجری به مکه مکرمه حمله کردند و هزاران عالم سنی را به بدون کوچک‌ترین گناهی کشتند و قتل عام کردند.

الوهابیة، دریادار أیوب صبری

جالب این که خود آقای زینی دحلان ـ مفتی مکه مکرمه ـ صراحت دارد:

اینها در حمله به طائف در سال 1217 هجری، تمام مرد و زن و کوچک و بزرگ را قتل عام کردند. حتی:

کانوا یذبحون الطفل الرضیع على صدر أمه.

طفل شیرخواره را سر بریدند.

اینها به این شکل به حیات خودشان ادامه دادند. در کتاب الدرر السنیة آقای زینی دحلان آمده است:

وقتی وهابی‌ها وارد مکه مکرمه شدند، تمام آثار اسلامی را از بین بردند. کتابخانه بزرگی که 60 هزار نسخه منحصر به فرد و 40 هزار نسخه خطی داشت را آتش زدند و به خاکستر مبدّل کردند. خانه خدیجه کبری، أم المؤمنین را که مدت مدیدی، محل نزول جبرئیل بود، ویران کردند و به توالت مبدّل کردند.

دکتر رفاعی کویتی در کتاب نصیحتی لإخواننا الوهابیة می‌نویسد:

آقایان وهابیت! آیا فردای قیامت از روی أم المؤمنین خدیجه کبری، خجالت نمی‌کشید؟! از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و سلم) حیا نمی‌کنید؟! از خدای عالم خجالت نمی‌کشید که مرکز وحی إلهی را به توالت مبدّل کردید؟!

 

اینها، محل ولادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را ویران کردند و به محل خرید و فروش حیوانات تبدیل کردند و یک انسان خَیّر آنجا را خرید و به کتابخانه مبدّل کرد و الان هم به نام مکتبة مکة المکرمة  است. این، سابقه اینهاست.

اما امروز، وهابیت، استخوانی در گلوی جامعه اسلامی شده است و به صورت یک فتنه در عرصه بین المللی در‌ آمده و عمده تهاجماتی که از سوی برخی از افراد منحرف نسبت به اسلام می‌شود و بعضی از کاریکاتورهای موهنی که نسبت به ساحت مقدس نبوی می‌شود، سر منشأ آن، ترویج غلط وهابیت از اسلام است. امروز، وهابیت در عرصه بین المللی، چهره اسلام را به عنوان یک چهره توأم با ترور و ترورسیم و خشونت معرفی می‌کند. وهابیت، اسلام را در عرصه بین المللی، یک اسلامی معرفی کرده است که به درد جامعه امروز نمی‌خورد و مربوط به عصر حجر است. شما، نمونه‌ای از حکومت اینها را در افغانستان مشاهده کردید.

امروز، وهابیت، آن محبوبیت سابق را از دست داده است و در کشورهای خاورمیانه و خاور دور، الحمدلله اندیشمندان و سیاست‌مداران به این نتیجه رسیده‌اند که هر قدر فرهنگ وهابیت گسترش پیدا کند، امنیت جامعه به خطر می‌افتد. حتی در داخل عربستان سعودی، وهابیت تندرو، فتنه‌ای برای حکومت آل سعود شده است. بارها از رسانه‌ها می‌شنوید که در خود مکه مکرمه و ریاض و جده، انفجارهای متعددی انجام می‌گیرد. اینها، همان القاعده هستند که آمریکا آنها را برای مبارزه با فرهنگ کمونیست تأسیس کرده است و وبال گردن خودشان شده است. الان در درون خود خاندان آل سعود، اختلاف شدیدی در رابطه با کیفیت تبلیغ وهابیت وجود دارد. در درون کسانی که داعیه سلطنت یا ولیعهدی دارند، دو دستگی وجود دارد:

یک دسته اصلاح طلب که در رأس آنها، آقای ملک عبد الله است و تلاش می‌کند حکومت عربستان سعودی را به عنوان یک حکومت آمریکا پسند و اروپا پسند جلوه بدهد و تلاش می‌کند آزادی‌های نِسبی به اقلیت‌های مذهبی بدهد و تا حدودی هم در این زمینه موفق بوده است. تقریبا بعد از 200 سال از تأسیس حکومت وهابیت، در سال 1385 در مدینه منوره، همایش ملی تحت عنوان المؤتمر الوطنی که تشکیل دادند،‌ برای اولین بار از علمای شیعه دعوت کردند تا در این همایش شرکت کنند.

یک دسته هم افراد رادیکال هستند که در رأس آنها، امیر سلطان ـ ولیعهد سابق ـ است که الان به خاطر ابتلای به سرطان، روزهای آخر زندگی‌اش را در بیمارستان لندن طی می‌کند و آقای امیر نائف به جای او آمده است و در رأس خشونت‌طلب‌ها و رادیکال‌ها هستند. الان هم وهابیت تندرو، دولت عربستان سعودی را یک دولت غیر اسلامی معرفی کرده‌اند و مبارزه و انقلاب برای براندازی دولت آل سعود را از وظائف خود می‌دانند. یعنی الان نه تنها در بیرون از دودمان آل سعود، بلکه در درون آل سعود هم اختلاف شدیدی وجود دارد. الان، روزهای آخر عمر خود را طی می‌کنند. در تاریخ، هر چه جلوتر می‌رویم، بر رسوایی وهابیت افزوده می‌شود.

از کویت خبر می‌رسد:

خیلی از اساتید و مبلّغان وهابی در اینجا، علیه وهابیت موضع گرفته‌اند. یکی از اساتید دانشگاه که مروّج سخت‌کوش وهابیت بود، در جلسه درس گفت: ما خجالت می‌کشیم و شرم می‌کنیم که بگوییم ما مروّج وهابیت بودیم و تابع امثال بن‌باز و دیگران بودیم.

این، حقانیت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است که باید باطل برود و آنچه که می‌ماند، حق است و حق، پایدار و ماندگار است.

در ادامه مطلب می توانید اعتقادات وهابیون راببینید

اعتقادات وهابیت

الف-اعتقاد وهابیت درباره خداوند و توحید

ب -اعتقاد وهابیت درباره عدل خداوند

ج-اعتقاد وهابیت درباره نبوت

د-اعتقاد وهابیت درباره امامت

ی-اعتقاد وهابیت درباره معاد

الف-اعتقاد وهابیت در رابطه با خداوند متعال و توحید.

فرقه وهابیت فرقه مجسمه و مشبهه است یعنی معتقدند که خداوند به تکامل آدم جسم مادی بوده و دارای شکل و شمایل می باشد و معتقدند که خداوند اعضاء و جوارحی مانند دست،پا،انگشت،ساق،و چشم،پهلو و نشستن و برخاستن و جا و مکان و جهت و محدودیت و نظیر دیگر اجسام و مخلوقات دارد و خداوند وهابیان بر روی عرش نشسته و به مقدار چهار انگشت از عرش کوچکتر استو کرسی در مقابل عرش و محال پاهای خداست و عرش خداوند را چهار ملائکه حمل می کنند.

یکی به صورت انسان،یکی به صورت گاو نر،دیگری به صورت باز شکاری،و چهارمی به صورت گوزن قرار دارد که گوزن بالای هفت آسمان قرار دارند و بین زانو گاهم آنها هفتاد و یک تا هفتاد دو سه سال فاصله است و نیز وهابیان قائلند که خداوند آسمانها را بر یک انگشت و زمین ها را بر یک انگشت و درختان

را بر یک انگشت و آب و خاک را بر یک انگشت و دیگر مخلوقات را بر یک انگشت نگهداشته و می گوید:(انا الملک) (پادشاه منم)

و معتقدند که خداوند جوانی بسیار زیبا با موهای بلند است و نعلینی از طلا به پا و توی از طلا به صورت دارد که در عالم خواب نیز قابل رویت می باشد و در شبهای جمعه بر خرش سوار می شود و از عرش به پایین می آید و بالای پشت بام منازل بندگانش می ایستد تا راز و نیاز بندگانش را بشنود و ببیند و سپس پاداش عطا کند و معتقدند که خدا در دنیا و آخرت با مؤمنین معانقه می کند.

و معتقدند در پایان دنیا تمام بدن خدا از بین خواهد رفت به جز صورتش

و باز در مورد خداوند متعال قائل به صفات سلبیه مانند غظب،ظلم می باشند.

و گاهی این اعتقادات وهابیان هماهنگ با اعتقادات یهودیت درباره خداوند است.

ب)اعتقادات وهابیت درباره عدل

وهابیان معتقدند به اینکه خداوند عادل نبوده و عالم هستی بر اساس عدل برقرار نیست و خداوند هر کسی را که بخواهد در دنیا و آخرت پاداش می دهد و وارد بهشت می کند چه فردی خوب باشد و چه فردی بد باشد و خداوند هر کس را که بخواهد در دنیا و آخرت عذاب می کند و وارد دوزخ می نماید چه فردی بد باشد و چه فردی خوب و قائلند که خداوند چون خالق است می تواند در حق بندگان ظلم کند.

و نیز معتقدند که انسان دارای اختیار نیست بلکه آنچه خداوند برای او رقم زده محقق می شود و در این میات همت و سعی و تلاش و یا کاستی و سستی بی اثر است .

ج)اعتقاد وهابیت درباره نبوت

وهابیان معتقدند که پیامبران و از جمله حضرت رسول اکرم معصوم نیتسند و در طول زندگی اشتباهات و خطاها و معاصی داشته اند و نیز قائلند که پیامبر اکرم اسلام قبل از بعثت بت پرست بوده است و پدر و مادر و اجداد پیامبر همگی با شرک از این دنیا رفته اند.

وهابیان معتقدند که پیامبر اسلام پس از مرگش کاملا مرده است و به هیچ وجه ما را نمی بیند و صدای ما را نمی شنود.

وهابیان معتقدند که زیارت پیامبر گرامی اسلام شرک بوده و از زیارت پیامبر جلوگیری می کنند.

وهابیان معتقدند که طلب شفاعت از پیامبر گرامی اسلامی شرک بوده و پیامبر اکرم قادر به شفاعت از مسلمانان نمی باشد.

وهابیان معتقدند که پیامبر گرامی اسلام در شب معراج مستقیما به معراج و عرش خداوند متعال نرفته بلکه در خواب عروج کرده است.

د)اعتقاد وهابیت درباره امامت

ووهابیان با ندیده گرفتن غدیر و مجلس اول و … معتقدند که پیامبر برای خود وصی ای انتخاب نکرده و اسلام نوپا را بعد از خود و پس از آن زحمات طاقت فرسا و پس از شهادت بسیاری از اصحاب به حال خود رها کرده و برای اسلام پس از خود فکری نیاندیشیده است.

و مسلمانان پس از پیامبر به دور خود جمع شده اند و امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام را که وصی بحق پیامبر بوده به علت جوان بودن (33 سالگی)کنار گذاشته اند و ابابکر را انتخاب کرده اند و ابابکر پس از خود عمر را انتخاب کرده و عمر نیز پس از خود با انتخاب شورای هفت نفره عثمان را انتخاب کرده است.

ی)اعتقاد وهابیت درباره معاد

وهابیان قائلند که در پایان دنیا تمام بدن خداوند از بین می رود به جز صورتش و در هنگام رستاخیر به صورت انسانی کامل برای تمامی مخلوقات قابل رؤیت می باشد و همچنین با انسانهای مؤمن معانقه می کند و انسانها را بر حسب میل و نظر خود به بهشت و دوزخ می برد و چه بسا افراد مؤمن را به دوزخ و افراد کافر را به بهشت ببرد.

اعتقاد وهابیت درباره مسائل جدید

وهابیان معتقدند مسائل و مواردی که در زمان پیامبر گرامی اسلام نبوده و هم اکنون بوجود آمده به دلیل عدم وجود نص استفاده آنها حرام می باشد.

مثلا: تلگراف را حرام می دانند،قهوه را حرام می دانند،کمربند ایمنی هنگام رانندگی را حرام می دانند


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد